شيخ ذبيح الله محلاتى
339
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
واجب داشتى گفت بدانسان كه محمد فرموده من نيز پنج نماز مقرر داشتم گفت دو نماز از گردن ايشان فروگذار يكى نماز صبح و ديگر نماز عشا و اين تخفيف در ازاى كابين تو باشد پس سجاح مراجعت كرده و قوم را مژده آورد گويند هنوز در بنى تميم كس يافت نشود كه نماز صبح و عشا بخواند بالجمله مسيلمه همىخواست تا سجاح را از در يمامه كوچ دهد چه علوفه و آذوقه لشكر او بر مردم يمامه ثقيل افتاد مسيلمه او را پيام كرد كه من اقامت ترا در اين ديار غنيمت شمارم لكن ترس من از بنى تميم است چه ايشان از اين پيش مسلمانى داشتهاند بعيد نيست كه مرتبهء ديگر با مسلمانان همداستان بشوند و ترا دست بازدارند اما سجاح سخنان او را وقعى نمىگذاشت و از جاى خود حركت نمىكرد تا مسيلمه بيچاره شد و بر ذمت نهاد كه نيم غله يمامه را به دو گذارد و در هر سال در هركجا باشد يك نيم بسوى او فرستد اين وقت سجاح نيم غله را گرفت و طريق مراجعت پيش داشت مردم بنى تميم نيز با او كوچ دادند لكن از متابعت سجاح به كلى پشيمان گرديدند و گفتهاند اين سجاح بفلسى نيرزد ما را ملازمت ركاب خود فرمود و پست و بلند زمين پيمود اين همه از براى اين بود كه خود را بمسيلمه رساند و از او كام بردارد و اين ننگ هرگز از ما برنخيزد كه زنى را ديار بديار كوچ دهيم تا مسيلمه را بر شكم او برنشانيم آنگاه سجاح را گفتهاند ما بايد بديار خود مراجعت بنمائيم چه آنكه از لشكر عرب ايمن نباشيم اين وقت هركس راه خانه خويش گرفت سجاح ناچار با قوم خود به طرف موصل و جزيره گريخت و در جزيره جاى داشت گويند در زمان حكومت معاويه مسلمانى گرفت و اللّه اعلم اما مسيلمه كذاب حصارى محكم براى خود برآورده بود و نام او را حديقة الرحمن نهاده بود لشكر اسلام هفت هزار نفر از اصحاب مسيلمه را در آن حديقه بجهنم و اصل كردند و هفتصد نفر از قراء مسلمانان مقتول شدند سواى خلق كثيرى از مسلمين بالاخره مسيلمه را بجهنم و اصل كردند